X
تبلیغات
نماشا
رایتل
تاریخ : یکشنبه 29 شهریور‌ماه سال 1388 | 22:06 | نویسنده : امین

شهر غالبا با یک ماشین یا با یک اندام زنده مقایسه شده است .هرچند که این مقایسه اکنون منتفی است . منتها این استعاره بیانگر ایده ای است که به موجب آن شهر یک نظام سازمان یافته ، از یک ساختار کلی برخوردار است که به اجزایی )محله ها( تقسیم شده است و وظایف خاصی را برعهده دارد این عناصر بنیادی زندگی شهری نتیجه تعامل کنشگران متفاوت و نهادهایی است که در تولید و در استفاده از آنها همکاری می کنند. اینها نخستین نشانه های شهر به عنوان محصول اجتماعی هستند.
    ایده نقشه غالبا با ایده شهر شریک است . اما آیا می توان شکل و خط سیرهایش را تبیین کرد. نقشه بیانگر فازهای اجرا و سازمان شهرها است .

در بسیاری موارد برآمدگی زمین جهت گسترش شهری را هدایت کرده و از توسعه شهر در اراضی کوهستانی و در دشت های سیل خیز جلوگیری کرده است . نقشه های شهر با شیب های زمین و شکل دره ها انطباق پیدا می کند. اما نمونه های زیادی وجود دارد که نشان می دهند نقشه شهرها لزوما با پستی و بلندی های زمین هدایت نمی شود. به عنوان مثال نقشه شطرنجی سان فرانسیسکو به نظر می رسد با شیب ها انطباق نیافته است و یا بسیاری از شهرهای ژاپن در مناطقی ساخته شده اند که در معرض خطر زمین لرزه است .
    در واقع بازنماهایی که جوامع از دشواری ها و از خطرات فیزیکی می سازند، یقینا وزن سنگینی دارند. به نظر دورکیم «این زمین نیست که انسان را تبیین می کند، بلکه این انسان است که زمین را تبیین می کند.» نقشه ها را می توان برحسب نظم های صوری قابل مشاهده متمایز کرد. با این وصف ، این نظم های صوری با علت های متفاوتی متناظرند. مثلا نقشه ای با ساختار مستطیل یا مربع با خیابان های عمود برهم ، سابقه تاریخی اش به کاستروم رومی و به شهرهای فونداسیون می رسد. نمونه آن را هم در شهرهای لوتی سور قرن 19 باز می یابیم و هم در شهرهایی مثل تول ، شیکاگو یا بوینس آیرس .
    همین ملاحظات در مورد نقشه های مدور یا بیضوی نیز صدق می کند که نمونه های آن را در اروپای غربی پس از هجوم بربرها مشاهده می کنیم : صورت نوعی شهرهای سده های میانی که پیرامون یک قصر به صورت دایره های متحدالمرکز و راه های شعاعی توسعه یافته است . این نقشه های شعاعی متحدالمرکز رادر بسیاری از شهرهای اروپایی چون بروژ،وین و پاریس مشاهده می کنیم و بالاخره نقشه های مدرن با هندسه پیچیده هستند که در راستای عزمی زیبایی شناختی و کارکردی ساخته می شوند. نقشه پاریس بسیار مدیون مساعی بارون هوسان در فاصله سال های 1853 و 1870 است . احداث راه های استراتژیک محله های فقیر نشین پاریس را شکافته و بافت قدیمی شهر را تقسیم کرده است این راه ها با اتصال به ایستگاه های راه آهن از بروز مشکلات ترافیکی و حمل و نقل عمومی در آینده پیش گیری کرده اند. در بارسلون ، «آنسانچه » نقشه شطرنجی با برش های قطری که در 1859 برپایه طرح گسترش آلفونسوکردا طراحی شد، قصد داشت با بلوارهای کمربندی ، گسترش شهر را مهار کند.
    باری ، نقشه شهرها بیانگر یک جفت و جوری فضاهای باز و بسته ، ساخته شده و ساخته نشده ، عمومی وخصوصی است هرچند تفسیر نقشه شهرهای امروزی بسیار دشوار است ، چون این نقشه ها دستخوش توسعه عظیم حومه ها شده اند، و این مجموعه حومه های شهر راه های حمل و نقل ، زمین های محصور و راه های دسترسی به برخی از مکان ها )اداری ،فرهنگی ، اقتصادی ( برای جمعیت ایجاد کرده اند. خلاصه کلام ، به نظر موریس هالبواکس ، نقشه شهر بازتاب انتخاب های آگاهانه یا ناآگاهانه جامعه ای است که شهر را بنا می کند. جان کلام هالبواکس این است که شهر تجسم اراده جمعی است که گاهی ازنگاه تصمیم گیران درباه شهر پنهان می ماند.

    توزیع مشاغل و مسکن
    گوناگونی انواع مسکن و توزیع شان در شهر بارزترین نشانه های جدایی گروه های اجتماعی است . می گویند هر شهری در «محله های اعیان نشین »، «محله های فقیر نشین » و «محله های مشکل »اش را دارد و این اصطلاحات همان قدر که رایج اند، محل منازعه نیز هستند. برای نمونه یک شهر اروپایی را در نظر بگیریم . روی نقشه ای با مقیاس 25000\1 عموما با چشم غیر مسلح می توان بافت قدیمی مراکز شهر را با ساختاری متراکم و فشرده ، مساکن مختلط و پراکنده تر از فضاهای پیرامون مرکز، منطقه خطوط و اشکال هندسی که نمایای مجتمع های مسکونی ارزان قیمت ساخته شده در دهه 60-1950 و بخش های خانه های شخصی ، ساخته شده در دهه 80-1970 که پیرامون یک طرح همگن و گسسته از باقی بافت شهر گرد آمده اند، مشاهده کرد. کمی دورتر، مناطق پیرامون شهری را می بینیم که در اطراف هسته های قدیم ده ایجاد شده اند و تعدادی «روستا شهری » که در شهر کار می کنند و در خانه های شخصی یا در مزارع نوسازی شده سکونت دارند، به آنها دلبسته اند. این هسته ها، وقتی که جاذبه هایشان مشاغل جدید را جذب می کند، به سرعت توسعه می یابند. این طرح نوعی ، البته خیلی ساده شده ، با انواع جمعیت های از لحاظ آماری شناخته شده متناظر است . در وهله اول ، هر نوع مسکن ، برحسب قیمت زمین و سیاست مسکن ، مشتریان متفاوتی دارد. اما متعاقبا سایر محافل اجتماعی می توانند این مسکن را تصاحب کنند.
    در شهرهای اروپایی قیمت زمین شهری به نسبت دوری از مرکز شهر گرایش به کاهش دارد، البته در صورتی که شهر وظیفه مرکز قدرت و آبرومندی اش را به درستی ایفا کند)حضور ادارات مرکزی ، بانک های بزرگ ، مقر شرکت های بزرگ ( قیمت زمین شهری در حوالی ایستگاه های حمل و نقل و در مسیر خطوط تازه تاسیس مترو افزایش می یابد.
    بنابراین ، غالبا دشوار است که در بخش هایی از شهر که قیمت زمین در آن جا گران است ، مگر با مساعی خا دولت ، بتوان مساکن ارزان قیمت ساخت . از این رو، ساخت و ساز مسکن ارزان قیمت و صاحب خانه شدن قشرهای کم درآمد در جامعه تنها در بخش هایی که قیمت زمین شهری ارزان تر است ، امکان پذیر است . باری ، ارزش زمین های شهری با بازنمایی هایی که شهرنشینان از آن دارند رابطه تنگاتنگی دارد: دسترسی آسان ، حضور موسسات آبرومند، امکان تحصیل در «بهترین مدارس »، اما مسکن تنها عامل توزیع جمعیت در فضاهای شهری نیست . مکان یابی بنگاه های اقتصادی در این پویایی نقش مهمی ایفا می کند، زیرا خانوارها سعی دارند زمان ایاب و ذهاب روزانه شان را به حداقل برسانند. توزیع فعالیت های اقتصادی به راهبردهای بنگاه ها و به کیفیت فضاها بستگی دارد: در دسترس بودن نوعی نیروی انسانی ، استعدادهای توسعه یافته یک منطقه صنعتی ، روش های توزیع و وسایل ارتباطی ، امروزه از همان اهمیتی برخوردار است .